سيد أحمد صفائي

30

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي )

( ع ) دعايش كرده ودر حقش فرموده من در حق تو مىگويم چيزى را كه پيغمبر أكرم در حق حسان گفت : پيوسته روح القدس تأييدت نمايد ما دامى كه ما را به زبانت يارى ميكنى . " ابن شهرآشوب " قدس سره در معالم العلماء مىنويسد : " امام صادق " فرمود : " هشام بن الحكم " مراقب ونگهبان حق ما ومؤيد صدق ما ونابود كننده باطل دشمنان ماست ، كسى كه أو را پيروى كند ما را پيروى نموده وكسى كه با أو مخالفت ودشمنى كند با ما مخالفت ودشمنى نموده است . " مامقانى أعلى الله مقامه " در تنقيح المقال - از خط مرحوم مجلسي رحمة الله نقل شده كه " سيد مرتضى " و " شيخ مفيد " قدس سرهما فرموده اند كه روزى در منى هشام خدمت امام صادق ( ع ) شرفياب شد در حالتي كه فضلا ودانشمندان بنام شيعه از قبيل " حمران أعين شيبانى " " قيس ماصر " ( 1 ) - " يونس بن يعقوب " ( 2 )

--> ( 1 ) " قيس ماصر " از متكلمين بزرگ شيعه است وعلم كلام را از امام چهارم ( ع ) ياد گرفته است " كلينى رحمة الله " در " كتاب كافى " در أوايل كتاب حجت روايتي آورده كه جلالت قدر " قيس ماصر " از آن آشكار مىشود . وخلاصه قسمتى كه مورد احتياج است اينست كه " شخص شاميى " خدمت " امام صادق " رسيد كه با أصحاب مناظره كند ابتداى امر امام با أو صحبت كرد محكوم شد . سپس " بيونس بن يعقوب " گفت بيرون رو ، وهر يك از متكلمان را كه ملاقاة كردى همراه خود بياور يونس بيرون رفت " حمران " و " أحول " و " هشام بن سالم " و " قيس ماصر " را كه به اعتقاد يونس بن يعقوب همه از متكلمان بودند وبهترين آنان " قيس ماصر " بود همراه آورد . سپس مناظره شروع شد امام هنگام مناظره " قيس " با " شامي " از بيچارگى وواماندگى " شامي " در مقابل " قيس " مىخنديد سرانجام امام شامي را با جمله ( كلم هذا الغلام ) امر بمناظره با " هشام بن الحكم " فرمود . " شامي " با " هشام " مناظره كرد . " هشام " با دليل وى را ملزم به قبول امامت " امام صادق " كرد . بعد امام راجع به هر يك از متكلمان شيعه بيانى فرمود راجع " بقيس " و " مؤمن طاق " فرمود " أنت والأحول قفازان حاذقان " تو واحول در غافلگير كردن طرف در مقام مناظره مهارت داريد . 2 - " يونس بن يعقوب " از محدثين مورد وثوق واطمينان واز فقهاى أصحاب بشمار مىرود زمان امام صادق وكاظم ورضا ( ع ) را ادراك نموده . در زمان امام هشتم در مدينه بدرود زندگانى گفت . امام هشتم براي أو حنوط وكفن فرستاد ودستور داد أو را در بقيع دفن نمايند وچنانچه أهل مدينه بگويند " يونس بن يعقوب " عراقي است ، ونبايد در بقيع دفن شود در پاسخ ايشان بگويند كه أو از دوستان " جعفر بن محمد " بود ودر عراق سكونت داشت . اگر نگذاريد كه اين شخص را در بقيع دفن كنيم ما هم بعد از از دفن بندگان ودوستان شما در بقيع جلوگيرى خواهيم كرد . وامر فرمود " محمد حباب " كه مردى از أهل كوفه بود بر وى نماز گذارد وچهل ماه يا چهل روز در قبرش آب بپاشند . " صفوان بن يحيى " مىگويد " به امام رضا " عرض كردم خوشحال شدم كه اظهار لطفى به يونس فرموديد ، فرمود آيا خداوند به أو عنايت نفرمود كه أو را از عراق به مدينه منتقل نموده در جوار پيغمبر مدفون ساخت خلاصه از اين تشريفات وعنايات خاصه كه امام نسبت به يونس بن يعقوب فرموده جلالت قدر ومنزلتش در پيشگاه معصوم معلوم مىگردد .